خرید بک لینک
به نظر می رسد تجربه دینی یک پدیده جهانی بوده و هست. طبق نظر بورکرت در زمانهای ماقبل تاریخ هیچگاه هیچ گروهی از مردم از تجربه دینی محروم نبوده اند در حالیکه در همان زمان گروههایی وجود دارند که هیچ نشانهای از مظاهر تمدنی از قبیل کشاورزی، پوشاک، پول، قانون و خط ندارند. داشتن تجربه دینی برای مردم یک امر غیر عادی نیست. تحقیقات نشان میدهد 30 تا 40 درصد مردم حداقل یک یا دوبار تجربه دینی داشته اند. آمار دیگری نشان میدهد در دهه 1990 میلادی 53% بزرگسالان امریکا تجربه دینی داشته اند. عموماً حدود 53%-20 از همه افراد مذهبی واقعاً ادعا میکنند یک تجربه اینچنینی داشته اند. موسسه تحقیقات مذهبی اعلام کرد 80% از نوجوانان حداقل یک نوع تجربه دینی داشته اند. این مقادیر از آنجا جالب هستند که به آمار آگنوستیکها و آتئیستها نگاه کنیم. طبق آمار موسسه اینتراکتیوهریس جمعاً آتئیستها و آگنوستیکها در امریکا 18 درصد، در بریتانیا 52% در فرانسه 64% در آلمان 45% در اسپانیا41% و در ایتالیا 27% می باشند. طبق تحقیقات یورو استیت در سال 2005 تعداد ناباوران در سوئد 23%، لوکزامبورگ 22%، بلژیک 27%، هلند 27%، جمهوری چک 30%، استونی 26% و به طور میانگین در 25 کشور اروپایی به طور متوسط 18% خداناباور وجود دارد. نکته اصلی در اینجاست که در مذاهب مختلف (و فرهنگهای متعدد) تجربه دینی نمود یکسان و مشترکی دارد برای مثال احساس

برچسب: نویسنده: حامد پورحسین تاريخ: جمعه 15 دی 1396 ساعت: 0:16

چه شد که اجرای حدود الهی جای خود را به علوم انسانی اسلامی داد؟ مگر قرار نبود کسب خمس و زکات و پرهیز از ربا گره گشای اقتصاد، اجرای احکام قصاص و حدود حلّال بزه اجتماعی، ذکر خدا آرام بخش دلها، نفی سبیل سیاست رابطه با جهان و خلاصه دوای همه دردها بوسیله اجتهاد ولی امر از دل قرآن و حدیث بیرون آید و قوانین مجلس با نظر فقهای شورای نگهبان تأیید یا رد شوند و عمل به رهنمودهای ولی فقیه جامع الشرایط چراغ روشن راه انقلاب؟ پس علوم انسانی اسلامی چیست که قرار است ماده خام خود را از قرآن و حدیث بگیرد و در کوره روش علمی عمل آورد؟ آیا این انقطاع از وحی نیست؟ این از نظر اقبال لاهوری درباره وحی استخراج نشده است که در مقاله احمدوند و سلگی [1] اینچنین صورتبندی می شود؟: "هرچه جانداري از نظر تکامل بالاتر برود، از قدرت غریزه کاسته می شود و به تدریج عقل جانشین غریزه می شود. ازاین رو انسان نسبت به حیوان، کمتر تحت تأثیر غریزه است. همان طور که موجودات در مراحل ابتدایی نیازمند غریزه هستند و به تدریج که نیروي حسو تخلیل و اندیشه در آنها رشد می کند از هدایت غریزي کاسته می شود، انسان نیز که امروزه دوران کودکی خویش را پشت سر گذاشته، دیگر نیاز .به وحی ندارد و عقل و ملکۀ نقادي می تواند جانشین وحی شود... او خاتمیت را با ابتناي بر تقسیم دوران زندگی بشر به دوران قدیم و جدید بیان می کند. از نظر وي، وحی پیامبر به دوران قدی

برچسب: نویسنده: حامد پورحسین تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 17:35

صفحه بندی